استقلال مالی (بخش دوم)

استقلال مالی بخش دوم

استقلال مالی بخش دوم

صحبت درمورد استقلال مالی را با داستانی کوتاه شروع می کنیم: روزگاری زن آرامی را دیدم که چمنزاری بزرگ ولی دور افتاده داشت.او اکنون رئیس یک پروژه بزرگ مسکن و آپارتمان سازی و یک مرکز خرید عظیم در حومه ی شهر است.این زن بیست سال پیش درباره ملکش خوابی دیده بود ،آن زمان این خواب بسیار دور از دسترس می نمود،اما او به طور ذهنی رویایش را زنده نگه داشت و پیوسته روزی را می دید که زمینش به یکی از زیباترین مراکز خرید کشور تبدیل شده است.او هرگز چشم از رویایش برنداشت ،اگرچه محال می نمود.اگر روزی این رویا به حقیقت بدل می شد او از نظر مالی مستقل می شد.

سالها بعد پایگاه نظامی نزدیک زمین او گسترش یافت.به علت رفت و آمد بسیار نظامیان تا نزدیک ترین شهر ،بزرگراهی در آن جا ساخته شد،که دارای چهار انشعاب بود.یکی از چهار انشعاب با زمین این زن مرز مشترکی داشت. بلافاصله پیشنهادات ارقامی غیر قابل تصور ازطرف مشاورین املاک برای زمین این زن شروع شد.از دیدگاهی این بهترین موقعیت برای فروش زمینی بی مصرف و دور افتاده بود.این پیشنهادات قابل توجه بود چون او هرگز پولی برای آباد کردن این زمین نداشت.اما او هنوز نمی خواست از رویایش دست بر دارد.پس همچنان با قدرت به رویای توانگری و استقلال مالی چشم دوخت.

***

سالها از پی هم گذشتند و شهر نزدیک بزگتر و وسیع تر شد.روزی زن با مقاطعه کاری آشنا شد که در زمین پهلویی کار می کرد .در ضمن گفت و گو درباره زمین و امکانات پیشرفت آن صحبت کردند. در این هنگام زن از رویایش سخن گفت.ازاینکه آرزو داشت زمین را به مرکز خرید بزرگ و زیبا مبدل سازد تا امکان خرید را برای شهروندان و نظامیان آسان تر کند.مقاطعه کار به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و به زن گفت بدون اینکه ذره ای از زمین را بفروشد می تواند رویایش را عملی کند.

مقاطعه کار به زن پیشنهاد کرد که زمین از او باشد و همه ی خدمات ساختمانی ازجمله تجهیزات و طرح و نظارت و اجرا و کار از خودش.درضمن گفت دوستی میلیونر دارد که می تواند با آن ها شریک شود و پول نقد لازم را بپردازد.

طولی نکشید که با همکاری دو شریک ،شرکت راه اندازی شد.نخست برای جبران کمبود مسکن آن ناحیه آپارتمان سازی را شروع کردند.بعد خانه هایی برای اجاره و فروش ساختند.آنگاه به پروژه ی اصلی پرداختند که ایجاد مرکز خریدی وسیع و بسیار زیبا و بی نظیر بود. از این رو علفزار دور افتاده و بی استفاده این خانم ،پاسخگوی نیاز مردم این ناحیه شد.مرکز خرید او اکنون یکی از زیباترین مراکز خرید جنوب آمریکاست. وتماما به این دلیل که او هرچند آرام اما جسورانه ،از رویای توانگری و استقلال مالی آنقدر چشم بر نداشت تا کسانی که دارای ذهنیت خودش بودند سر راهش قرار گرفتند.

***

رویاهایتان را از گوشه و کنار ذهنتان بیرون بیاورید وآن ها را صیقل دهید.نگذارید آنجا بمانند و فراموش شوند.شهامت اندیشیدن به استقلال مالی را داشته باشید،هر چند در این لحظه محال به نظر برسند.آیا ترس می کوشد در گوش های شما زمزمه کند که رویاهایتان به حقیقت نمی پیوندد.

شاید چون میخواهید کارها را به تنهایی انجام دهید تاکنون موفق نشده اید.اخیرا وقتی از مهندسی راز موفقیت او را پرسیدم ،گفت:«تا زمانی که شریک نداشتم موفق نبودم.تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم به خدا توکل کنم.هدایت او در امور مالی ام هر روز بر توانگریم می افزایدروزم را با طلب هدایت روشن و مشخص درباره یکایک پروژه هاوطرح های مهندسی ام آغاز می کنم و به پایان می رسانم.درباره شیوه ی بر آوردن آرزوها و خواسته هایم نیز هدایت روشن و مشخص می طلبم.هدایت نیز همواره از راه می رسد.»

***

اخیرا رئیس یکی از بزرگترین شرکت های این کشور از من پرسید:«راستی چطور می توانی از پس این همه انتظارات و توقعات و خواسته ها برآیی» وقتی به او گفتم : «بسیار ساده است.خدا مونس و شریک من است و همه ی مشکلات و فشارها و تصمیمات دشوار را به او می سپرم.» با تعجب پرسید:«آیا واقعا ممکن است؟یعنی می توان امور مالی بزرگ را به دست خدا سپرد؟» جواب دادم:«ببین اگر تو نتوانی به خدا که عالم مطلق و قادر مطلق است و ادراره ی تمامی این کائنات غنی به عهده ی اوست اعتماد کنی ،پس به چه کس می توانی اعتماد داشته باشی ؟»

به راستی که خدا از جایی که گمان نمی بری دری می گشاید.این حقیقت را در یابید.اگر انسان موفق شود مفهوم شکست را پشت سر بگذارد چه چیزهایی را می تواند ببیند:کارهایی که نجات یافته اند،بخت و اقبالی که بنا شده اند،اکتشافاتی که به انجام رسیده اندو…خدا رو شکر کنید که خداوند متعال با درک اندک ما، موهبتهایش متوقف یا کوچک نمی شود.مدام به یاد آورید آنجا که به عقل احدی نمی رسد،خدا راه می گشاید.
از هم اکنون خود را توانگر و دارا ی استقلال مالی مجسم کنید. «اما کورتیس هاپکینز» نوشته است:«هر آنچه را مدام با چشم باطن ببینید ، اسرارش را بر شما آشکار و هدایایش را به شما پیشکش خواهد کرد.» به راستی این بسیار فرح انگیز است،اگر دارا ی اندیشه ای روشن و هدفمند باشید.

استاد سعید گل محمدی ؛نویسنده و مترجم بالغ بر 100 جلد کتاب در حوزه موفقیت و جذب

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید
ما معمولاً در چند دقیقه پاسخ می دهیم