اهمیت آرزو داشتن

اهمیت آرزو داشتن

هنگام یک رکود اقتصادی، گروهی که سرگرم کسب و کار بودند در کلاس توانگری ام شرکت می کردند. در کلاس آرزو های 6 ماه آینده ی خود را می نوشتند و هر هفته آن ها را چک می کردند. آرزو هایی را که به آن رسیده بودند خط می زدند و یا فهرست را تغییر می دادند. آن ها هر هفته فهرستشان را به کلاس می آوردند و کاغذ تا شده را در دست می گرفتند و همه با صدای بلند می گفتیم:

(من به لطف خداوند ایمان دارم. هر آنچه از آن خدا است، از آن من است تا آن را با دیگران قسمت کنم و از آن کان بجویم. خِرد الهی اکنون نشانم می دهد که چگونه سلامت و ثروت و شادمانی و عطایای الهی خود را بطلبم. خرد الهی هم اکنون راه های برکت بی درنگم را گشوده است.

ایمان دارم همه ی آنچه حق الهی من است، هم اکنون به سیمای بهمن بیکران فراوانی به سویم می آید. تبرک های غنی من مانع از موهبت های دیگران نیست، زیرا جوهر غنی خدا نامحدود است و همه جا گسترده است تا همگان از آن سود جویند. تاخیر بی معناست! آنچه با والاترین نیکی جانم منافات دارد هم اکنون از هستی ام می گریزد و من نیز ان را نمی خواهم. آن آرزو های درست الهی که موهبت های خدا هستند، هم اکنون به غنی ترین سیما، و از راه هایی شگفت برآورده می شوند.)

به شاگردانم درس می دادم که روزی 15 دقیقه را به دعا بگذرانند و 15 دقیقه ی بعد آن را صرف ترمیم فهرست آرزو هایشان بکنند. به آن ها می گفتم آرزو های بسیار دقیقی بنویسند مثلا اینکه در آن هفته چه مقدار می خواهند پول در آورند و به این که چطور به آرزو هایشان برسند فکر نکنند در عوض کل انرژی خود را صرف به کار انداختن قانون توانگری و خلاقیت کنند.

نتیجه ای که حاصل شد شگفت انگیز بود و از سراسر دنیا نامه هایی از موفقیت مردم به دستم رسید. همچنین هنگام تغییر و گسترش فهرست آرزو ها این گفته ی گوته را نیز تکرار می کردیم که: (آنچه را می توانی یا می اندیشی که می توانی آغاز کن! در جسارت، نبوغ و قدرت و سحر و جادو نهفته است.) اغلب اوقات این عبارت را نیز تکرار می کردیم که:( هر آنچه را بتوانیم تصور کنیم، به یاری خدا می توانیم به دست آوریم.)

این حقیقت را هم یاد آور میشوم که مشکلات از سر راه انسان ها با آرزو های قوی کنار می روند و دنیا به آن ها کمک می کند. داشتن آرزو و تعیین کردن زمان دلخواه برای برآورده شدن آن و دعا برای آن بسیار قدرتمند است. شاید ساده به نظر بیاید ولی گاه حقیقت های بزرگ آنقدر ساده اند که مردم به آن توجه نمی کنند زیرا به دنبال راه های سخت تر هستند.

یک خانم بازرگان قانون خلاقیت را از راه دیگری به کار انداخت. به طرزی که در اول سال همه ی خواسته های خود را نوشت و از خدا آن ها را خواست و سپس آن را در کتاب مقدس قرار داد. در آخر سال به من نشان داد که اکثر آرزوهایش برآورده شده که در بین آن ها ازدواج و داشتن خانه ای خوب بود که همسرش به او داد. اما هشداری که باید به شما بدهم این است که هنگام نوشتن آرزوهایتان، عمیق ترین خواسته ها و احساسات خود را بنویسید نه چیزی که بقیه برایتان می خواهند یا خودتان فکر می کنید بهتر است.

خانم دیگری را می شناسم که نامه ای از آرزو های خود نوشت ولی فقط آرزو های سطحی خود را در آن آورد و خواسته های عمیقش را مطرح نکرد و هیچ اتفاقی برای او رخ نداد. این مسئله به این دلیل است که او با خودش و خدای خودش صادق نبوده و در نعمت ها را به روی خودش بست. خداوند بهترین ها را برای شما می خواهد پس کمترین کاری که می توانید انجام دهید این است که صادق باشید.

در مشاوره هایم با افرادی که به دنبال کمک معنوی هستند، دریافته ام که ان ها معمولا با سخن گفتن در مورد مشکلات کوچکشان از بیان کردن مشکلات بزرگ تر طفره می روند زیرا آن را شرم آور می دانند ولی هنگامی که سراغ مشکل راستین می روند به پاسخ و راه حل می رسند.

یکی دیگر از دوستانم رئیس مدرسه ی مانکنی است. او آنقدر روش نوشتن آرزو ها را سودمند یافته که آن را ضبط کرده و برای شاگردانش می گذارد در نتیجه شاگردانش بسیار موفق بوده و در شغل های خوبی مشغول به کار می شوند.

یکی از دیگر از کار ها که می توانید انجام دهید نوشتن خواسته ی خود هر روز صبح و هر شب است. خود من هنگامی صبحانه کار هایی را که می خواهم انجام بدهم می نویسم و این کار باعث می شود روز را از آن خودم بکنم و معمولا آخر هر لیست شکرگزاری می کنم. بعد از ان خواسته هایم به نرمی و راحتی انجام می گیرد. هر شب هم نامه ای برای خداوند می نویسم و برای کار های انجام شده ی آن روزم تشکر می کنم. و معمولا به کار های فردا هم فکری می کنم و لیستی تهیه می کنم که باعث می شود به خواب راحتی فرو بروم. این کار آنقدر به من کمک می کند که مانند آیینی روزانه آن را انجام میدهم.

اگر این فن به نظرتان کم اهمیت به نظر می رسد بگذارید به اطلاع شما برسان که اکثر افراد معروف آن را محرمانه انجام می دهند. دو وکیل را می شناختم که دفترچه ی خود را که در آن خواسته های خود را می نوشتند نشانم دادند. این دو نفر به من گفتند هنگامی که مشکلات زیاد می شود و یا سرشان خیلی شلوغ است دفترچه را در آورده و خواسته هایشان می نویسند و بعد از آن کار ها را با آرامش به انجام می رسانند.

مادری را هم می شناختم که برایم تعریف کرد پسرش که رئیس شرکت بازرگانی است در کلاسی شرکت کرده است. در این کلاس به آن ها یک فن روانشناختی می آموزند که در آن باید خواسته های خود و راه حلی برای آن بنویسند سپس آن را پاره کنند و مطمئن باشند که کار از راه حلی بهتر به انجام میرسد. این پسر بسیار به شگفت آمدهنگامی که فهمید مادرش این فنرا ماه ها پیش از من آموخته و استفاده می کرده است.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید
ما معمولاً در چند دقیقه پاسخ می دهیم