قانون خلاقیت

قانون خلاقیت

حالا که یاد گرفتید خلاء ایجاد کنید، وقت آن است که این خلاء را با استفاده از قانون خلاقیت با موهبت های فراوان پر کنید. در واقع قانون خلاقیت با سه گام اصلی زیر همراه است. : 1)داشتن طرح و برنامه و نوشتن آرزوهای اصلی مربوط به آن ها. 2) تجسم ذهنی که طرح ها و برنامه ها به سرانجام دلخواه رسیده اند. 3) تکرار مدام عبارات تاکیدی مربوط به انجام کامل و عالی آن ها.

نخستین گام قانون خلاقیت بسیار مهم است. شما باید آرزویی نیرومند و توانایی گام برداشتن به سمت آن را داشته باشید. اخیرا فروشنده ای به من گفت فروختن کالاهایی که مشتریان آرزوی آن را دارند بسیار ساده تر است. زیرا حتی اگر فروشنده فکر کند کالای دیگری برای آن ها مناسب تر است، آرزوی آن ها نشان دهنده اعتماد آن ها به کالاست و رضایت بیشتری می آورد.

آرزو های واقعی سست و بیرنگ نیستند بلکه شدید و نیرومند هستند. هرچه آرزوی شما قوی تر باشد تلاش شما بیشتر می شود. در مصاحبه با افراد مختلف متوجه شدم هنگامی که پای یک آرزوی قوی در میان است مشکلات خود به خود از سر راه کنار می روند. برای رسیدن به توانگری و کنار زدن مشکلات، هدف های بزرگ داشته باشید. زیرا هدف های بزرگ آرزو های کوچکی در دل خود دارند که با رسیدن به هدف خود به خود بر آورده می شوند. با داشتن هدف های بزرگ کم کم در می یابید که مردم به صورت ناخود آگاه با شما همنوا می شوند و به ما کمک می کنند.

جالب این است که از بین افراد زیادی که فکر می کنند می خواهند موفق باشند. فقط تعداد کمی آرزو های نیرومند دارند و بقیه با موفقیت های کوچک راضی میشوند. پس اگر کسی به جایی رسیده است مطمئن باشید آرزو های بزرگ و قوی داشته است. یکی از عباراتی که همواره تکرار آن را به مردم توصیه کرده ام این است.

(من آرزومند والاترین موهبتهای زندگی هستم، و هم اکنون بالاترین و بهترین موهبت های زندگی را به سوی خود می کشانم.)

قانون خلاقیت این است که آرزو های گذشته ی خود را به بهانه ی محال بودن سرکوب نکنید . بلکه درست به آن ها بیاندیشید و آرزو های حقیقی خود را پیدا کنید. از آرزو های خود فهرستی تهیه کنید و منظم آن را چک کنید و اگر تغییری می خواهد اعمال کنید. این کار به ذهن شما نظم می دهد و به شما با روشن کردن هدف دقیق برای ذهن کمک می کند.

بیشتر مردم راه های مختلفی برای توانگری امتحان می کنند ولی به هدف نمی رسند. زیرا از نظم دادن به آرزو های خود ترس دارند. برای مثال آن ها می دانند که پول می خواهند. اما ایده ای ندارند که چگونه آن را به دست آورند یا چه مقدار از آن می خواهند.

دلیل دیگر ترس مردم برای مشخص کردن آرزو هایشان این است که نمی خواهند برای خداوند تعیین و تکلیف کنند. اما همانطور که دکتر امیلی کدی می گوید 🙁 هرگاه آرزویی درست و نیرومند به سراغتان می آید، دست خداست که در ذهنتان را می کوبد و می خواهد موهبتی عظیم تر به شما عطا کند.) اگر آرزو های عمیق وراستین خود را سرکوب کنید به صورت مشکلات و بیماری ها بروز می کنند.

سال ها قبل برای اولین بار قدرت نوشتن آرزو ها و برنامه ها را از جو تالی برایم نمایان شد. او بعد از شکست در رقابتی انتخاباتی به جای ناراحتی نشست و برنامه های خود را برای گسترش شرکت و استخدام حداقل پنج وکیل جدید نوشت. در آن موقع تاثیر این کار ساده در رسیدن به کامیابی را نمی دانستم . ولی دیدم که نقشه های او تک تک عملی شد. بعد از آنکه تالی برنامه ریزی کرد و با جرئت به طرف ان گام برداشت انصافا این ضرب المثل که « هیچ چیز به اندازه ی کامیابی کامیاب نمی شود.» درباره او صدق کرد.

سهامداری هم ثابت کرد توانگری حاصل برنامه ریزی است. رئیس شرکت آن ها چند سال پیش درگذشت و شرکت در وضعیت مالی بدی قرار داشت. معاون آن شرکت که از لحاظ مدیریت مالی شخصیتی برجسته بود، مدیریت امور مالی شرکت را بر عهده گرفت. بعد از آن شرکت از وضع بد خود در آمد و بسیار پیشرفت کرد. اما این معاون چگونه شرکت را از مشکلات به پیشرفت رسانده بود؟ این طور که معلوم شد این معاون سال ها برنامه ای برای پیشرفت شرکت تنظیم می کرده است. هنگامی که مدیریت این کار به او داده شد، فقط برنامه را از کشوی میزش در آورد و شروع به عملی کردنش کرد.

توانگری حاصل اندیشه و عمل آگاهانه است. زندگی توانگرانه حاصل برنامه ریزی دقیق است که با آن شاید ثمراتی استوار می شویم. وعده ی کتاب مقدس این است که: (سوال کنید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.)

اگر در این لحظه از زندگی خود مطمئن نیستید که چه می خواهید و آرزویی قوی ندارید ،می توانید لیستی از چیز هایی که نمی خواهید بنویسید و به آن ها بگویید:( همه ی شما محو می شوید! همه ی شما به نابودی می گرایید!)

مردی در کار الکترونیک بود، شریک او فوت کرده بود . سهم او به دست وارثانی افتاده بود که نه حاضر بودند سهم خود را بفروشند و یا سهم او را بخرند. او به اندیشه توانگرانه رو آورد و فقط می خواست وارثان راضی به انجام یکی از دو موارد بشوند. تا او از این آشفتگی در بیاید و به کار خود ادامه بدهد. یک ماه بعد از این وکیل آن ها به او زنگ زد و گفت وارثان راضی به فروش سهمشان هستند.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید
ما معمولاً در چند دقیقه پاسخ می دهیم