قانون فرمان (بخش سوم)

قانون فرمان (بخش سوم)

اخیرا خانمی حامله نزد من آمد. خواست به او جمله ای تاکیدی بدهم تا در هنگام زایمان خود تکرار کند. حاملگی او مشکلی نداشت اما این خانم 40 سال داشت و می خواست احتیاط کند. عبارتی که به او دادم این بود: (خدای درونم قادر است . قدرت او را در زندگی و سلامتم مشاهده می کنم. پس کودک سالم و بی نظیرم را به شادمانی و آسانی به دنیا می آورم.) هنگامی که زایمان شروع شد این جمله را بار ها تکرار کرد.

بعدا برایم گفت که فکر می کرده زایمانش به سادگی صورت می گیرد. اما ناگهان دکتر می گوید که نوزاد در جهت اشتباه قرار دارد و باید صبر کنند. این خانم ترس را به وجود خودش راه نداد و به تکرار جمله اش ادامه داد . بعد از چند لحظه دکتر گفت که نوزاد در جای درست قرار گرفته و می توانند ادامه دهند. سرانجام کودک بدون دردسر به دنیا آمد.

این خواست خداست که ما جلال درون خود را شکوفا کنیم، اما اکثر ما به جای تبدیل شدن به غول های معنوی، آدم کوتوله باقی مانده ایم.
دکتر لویس دانینگتون می نویسد که هر شخص متوازن و کاملی در زندگی ملاقات کرده است، نسبت به زندگی نگرشی محکم و مؤکد داشته اند. او می گوید افرادی که در سخنرانی هایش شرکت می کردند به او می گفتند از تکرار جملات تأکیدی او بسیار جواب گرفتند. پس خود او نیز تصمیم گرفت آن ها را امتحان کند. تا شروع به این کار کرد شنونده های او از 400 به 2000 افزایش یافتند.

عبارت های تاکیدی او معمولا درباره ی ایمان بود. من می توانم این را درک کنم . زیرا مردم امروزه احساس تنهایی داشته و دنبال راهی معنوی هستند که آن ها را هدایت کند. نه جویای نظریه های شعارگونه که با زندگی عملی جور در نمی آید.

اگر عبارات تاکیدی خود را همراه شخص دیگری تکرار کنید بسیار موثر تر است، مخصوصا اگر احساس می کنید عبارت هایتان دیر جواب می دهند. اما باید مطمئن شوید که آن شخص آرزوی موفقیت شما را دارد و به این روش اعتقاد دارد. من معمولا از اعضای کلیسا درخواست می کنم دور هم عباراتی را بگوییم، یا با منشی ام برای ثمرات نیکو آن روز قبل از شروع کار ها این جمله را تکرار می کنیم:(اینک زمان تکمیل و کمال الهی است. ثمرات کامل و تمامیت یافته ی جوهر و برکت الهی هم اکنون متجلی می شود. امروز روز تجلی عشق و حکمت الهی است.)

و یا اغلب با اعضای کلیسا این عبارت را می گوییم:(ملکوت خدا آماده است و اراده ی نیکو و متعال خدا هم اکنون در همه ی زمینه های مربوط به این کلیسا متجلی می شود.) تکرار این عبارات همیشه نتایج رضایت بخشی داشته است.

اگر گوشه ای خلوت برای تکرار عبارات ندارید آن ها را بنویسید. بازرگان و سخنران موفقی برای من تعریف کرد که سال ها پیش شرایط زندگی او نامطلوب بود. او مشغول کاری که به آن علاقه نداشت بود . آرزو داشت تا سرگرم کاری شود که به او اجازه دهد که سفر کند و به علاقه ی ادبیات و سخنرانی اش هم برسد.
از طرفی شرایط خانواده ی او هم خوب نبود، ولی او فکر می کرد می تواند با قانون فرمان زندگی اش را تغییر دهد. اما خانواده ی او به این راه عجیب او عکس العمل خوبی نداشتند پس او هر شب به اتاقش می رفت و عباراتی که آرزومند آن ها بود را صد ها بار می نوشت.

یک بار پس از مشاجره با شریکش، صدها بار نوشت: (این وضعیت مرا نمی ترساند؛ زیرا خدا جان و عشق و خرد من است، محافظ و پشتیبان من است. او همه چیز را به راه راست باز می گرداند. من به مهر و محبت پدر آسمانیم ایمان دارم و می دانم که اراده ی او برای من سلامت و سعادت و ثروت و شکوفایی معنوی و همه ی موهبت های عالی و والاست.)

آن شب هم هنگامی که بستر می رفت در دل خود تکرار می کرد: (هیچ چیز منفی نمی تواند وارد زندگیم شود زیرا مسئولیت این امر با خداست.) صبح روز بعد شریکش به او زنگ زد و خواستار خرید سهام او شد و آن ها پشت تلفن از راه دوستانه ای قرارداد را بستند.

بعد از آن زندگی او رو به بهبود یافت. همسرش کاری پیدا کرد که باعث شد حس استقلال میان آن ها پدید آید و خود او کسب و کار و سخنرانی خود را شروع کرد. و سرانجام به توانگری و شادمانی رسیدند. همه ی این ها از آن جایی شروع شد که او جرأت به خرج داد و به جای غر زدن با تکرار کردن کلمات ساده ای به توانگری رسید.

اخیرا دوستی برایم تعریف کرد که بعد از یک جراحی سخت دکتر به او گفت که فقط تا سه ماه دیگر زنده است. همسر او از نیروی اندیشه آگاه بود و به او گفت که می تواند به حرف دکتر گوش بدهد و سه ماه دیگر بمیرد و یا دو کار دیگر انجام بدهد و زنده بماند. اول اینکه نباید اصلا در مورد عملش و حرف های دکتر چیزی به زبان بیاورد و فراموشش کند و دوم باید این عبارت را هر روز تکرار کند:(بادا هم اکنون سلامت الهی در من و برای من تجلی یابد.)

او تکرار این عبارت ها را آغاز کرد و آنقدر با آن ها خو گرفت که تکرارشان عادت ثانوی او شد. همسرش هم هنگامی که نزدیکان احوال او را می پرسیدند . به همه میگفت در مورد بیمارستان و جراحی صحبت نمی کنند و تمام شده است. این ماجرا متعلق به 22 سال پیش است . آن زن از آن موقع حتی یک روز هم مریض نشده است.

شاید از اینکه در کتابی در مورد توانگری از سلامت و شفا صحبت می کنیم تعجب کنید. اما توانگری به معنای کامیابی در همه ی جنبه های زندگی است. طب روان تنی و روانشناسی و روانپزشکی جملگی بر اقتدار ذهن اذعان دارند: ذهن می تواند بیماری یا تندرستی بیافریند.
همه ی دنیا مجذوب قانون فرمان است. در یکی از سخنرانی های اخیرم برای دانشجویان تعدادی جملات تاکیدی گفتم تا بنویسند. سپس آخر جلسه برگه های چاپ شده ی جملات را روی میز گذاشتم تا اگر می خواهند نوت بردارند و یا با خود ببرند. و کاملا شگفت زده شدم هنگامی که همه ی آن ها جمع شدند تا از برگه ها استفاده کنند.

یکی از دانشجویان برای امتحان خود مضطرب بود. جمله ای از من خواست و من این عبارت را گفتم:(می گذارم خرد الهی از طریق من بیندیشد. من می دانم. من به یاد می آورم. من می فهمم. و بسیار عالی منظورم را بیان می کنم.) و دانشجویان دیگر هم آن را نوشتند.
شاید وقتی پولس رسول به رومیان گفت:(به تازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید.) منظورش همین قانون فرمان بود. به راستی که عبارت تاکیدی سرشار از اقتدار و بارآفرینی و نیروی تعالی است.

یک بازرگان برایم تعریف می کرد چند ماه پیش که به سخنرانی ام آمد. از زندگی اش کاملا ناامید بود و قصد خودکشی داشت. او با خود گفت امتحان روش من ضرری ندارد و الان بسیار خوشحال است. بعد از آن هم یکی از دوستان خود را که دچار ناراحتی بود با معرفی این روش نجات داد.

از موهبت های خدا هرچه را که می خواهید می توانید به دست آورید. به شرط آن که بهای آن را با تکرار جملات تاکیدی بپردازید. پیشنهاد می کنم این سه مرحله را دنبال کنید:

1)هر روز فهرست موهبتهای دلواهتان را بنویسید.

2)ذهنا مجسم کنید که به آرزو هایتان رسیده اید.

3)جسورانه وآگاهانه به ثمرات نیکو و نتایج دلخواهتان فرمان تجلی دهید.

و شاهد بهمن موهبت های نیکو در زندگی تان باشید.

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سوالی دارید؟ با ما صحبت کنید!
مکالمه را شروع کنید
سلام! برای چت در WhatsApp پرسنل پشتیبانی که میخواهید با او صحبت کنید را انتخاب کنید
ما معمولاً در چند دقیقه پاسخ می دهیم