درباره سعید گل محمدی

نگاهی کوتاه به زندگی و دستاورد ها

زندگی من هم مثل زندگی خیلی از شماها، بالا و پایین کم نداشته است. اگر بخواهم از سعید گل محمدی که اکنون یک مربی (کوچ) بین المللی است بگویم، باید برگردم به 37 سال قبل (1363)؛ من در شهرستان اهر در خانواده ای پنج نفره و متوسط، متولد و بزرگ شدم. خانواده ای که صداقت، راستی، معنویت و خدمت به خلق را ارزش می دانست. زنده یاد پدرم همواره حامی و مشوق من بود و آنچه از مادر آموختم، نوری است در زندگیم!

در دوران مدرسه متوجه ی علاقمندی خود به تدریس و آموزش شدم، کاری که همچنان از آن لذت می برم. زمانیکه در دانشگاه شهید بهشتی پذیرفته شدم و راهی تهران شدم، همچنان در آموزش دروس تخصصی پیشرو بودم، طوری که تیمی از رتبه های تک رقمی چند دانشگاه را گرد هم آوردم تا خدمات باکیفیت تری را به دانش آموزانی که برای کنکور تلاش می کردند، ارائه دهیم. درآن زمان این اقدام کارآفرینی ارزشمندی محسوب می شد.

اولین تجربه در کسب و کار

تجربه اولین درآمد

اولین تجربه ام در کسب و کارم، ساندویچی عمو اکبر بود و من تنها نه سال داشتم. خیلی زود به کسب درآمد بیشتر فکر کردم و کارهایی که در آن سن امکان انجامش را داشتم و البته همراهی با بچه های محل تا آنها بتوانند با دست فروشی برای خودشان درآمد داشته باشند. الان که به آن دوران نگاه می کنم؛ به نظرم از ابتدا عشق به کارآفرینی در زندگی من در ابعاد مختلفی در جریان بود.

به جز پدر و مادرم، اثرگذارترین افراد زندگیم، پدربزرگم حاج علی گل محمدی و زنده یاد پروفسور احمد روستا بودند که در ساختن ارزشهای بنیادین و درونیم نقش پررنگی داشتند، که یادشان برایم همواره باقی و گرامیست.

به خاطر طبع ساختار شکنی که داشتم، چالشهای بسیاری را نیز پشت سر گذاشتم. زمانی را به خاطر می آوردم که وارد حوزه ای شدم که در آن بی تجربه بودم و باعث ورشکستگی سنگینی برای من شد، طوری که با بحرانهای مالی و روحی زیادی دست به گریبان بود. یک چله نشینی آن زمان داشتم که تحولی بزرگ در من ایجاد کرد، به دل طبیعت پناه بردم و در تنهایی خویش دنبال پاسخ هایی به سوالهای بنیادینم گشتم؛ من کیستم؟ رسالتم چیست؟

هنوز هم وقتی در مورد این بخش از زندگیم صحبت می کنم، جلوی چشمانم وضوح پیدا می کند، توانستم خودم را ببینم و پیدا کنم و دوباره از نو آغاز کنم. آن زمان به این فکر می کردم که اگر در مسیر شناخت همراهی داشتم، احتمالا رنج کمتری متحمل می شدم، همین فکر ها بود که مرا وارد دنیای “کوچینگ” و رشد ملازمِ زندگی کرد.

پس از شرکت در دوره ها و سمینارهای بین المللی، “آکادمی بین المللی نگرش مثبت ایرانیان” را تاسیس کردم، در این آکادمی علاوه بر مدیریت آکادمی طراح آموزشی دوره ها (Instructional designer) هم بودم و طرح های آموزشی جدید، متحول کننده و خلاقانه ای را به اجرا گذاشتیم و همکاری مان را با شرکت ها و سازمان های مختلف بصورت برپایی جلسات، سمینارها و دوره های آموزشی در حوزه کوچینگ و تحول فردی و سازمانی و MBTI توسعه دادیم.

من مدرک تحصیلیم را در رشته های MBA و DBA گرفتم، ولی در کنارش دست به تجربه های متفاوتی زدم، تخصص، مهارت و دانشم را مدام به روز کردم و باور دارم که لازمه موفقیت است. شاگردی استعداد می خواهد و معلمی هنر. من همواره خود را شاگردِ زندگی می دانم، در این مسیر استمرار می ورزم و باورمندم به اینکه نخستين اصل در دانستن عميق، ورود عميق به ندانسته هاست!

تبدیل تهدید به فرصت

غم به شادی

به خودم یادآوری می کنم که بهترین فرصت ها، از بدترین تهدیدها ساخته می شود؛ عمیق ترین شادی ها، از دل عمیق ترین غم ها حاصل می شود؛ روشن ترین آگاهی ها، از تاریک ترین جهل ها زاده می شود؛ پایدارترین تعادل ها، در ناپایدارترین حالت ها برقرار می شود. باشکوه ترین رنج برای آدمی، رنج شکستن پوسته ای است که گنج “خود بودن” در آن پنهان است.

شاید ما نیاز داشته باشیم زبان تازه ای بیاموزیم؛ زبانی که نه از توسعه و عقب ماندگی، نه از موفقیت و شکست، نه از مدرنیته و سنت، نه از مادیت و معنویت، نه از سخت افزار و نرم افزار و نه از علم و هنر، بلکه فراتر از آن، از انسان و انسانیت به قصد تحقق گوهر فطرتش سخن بگوید.

به ادبیات کلاسیک ایران خصوصا مثنوی معنوی و خواندن کتاب های سعدی شیراز علاقمندم و فکر میکنم که در این آثار رگه های عمیقی از شناخت خویشتن به لطافت کلمه و شعر مهیاست، نوعی از آنچه که ما امروز به آن کوچینگ می گوییم.

علاقمندی من به ادبیات مرا به سرزمین پهناور کتاب دعوت کرد، اولین کتابم را زمانی که در دبیرستان درس می خواندم، نوشتم و اقبال خوبی هم داشت. مفتخرم که در 37 سالگی، 128 عنوان کتاب در حوزه کوچینگ و تحول فردی و سازمانی تالیف و یا ترجمه کرده ام، که حدود 110 عنوان آن در انتشارات های مختلفی چون نسل نواندیش، آسیم، هامون و … منتشر شدند و در سایت آمازون هم موجود هستند، 18 عنوان باقی هم در دست انتشارند.

مهاجرت به کانادا

سال 2019 به ونکوور کانادا مهاجرت کردم و با تمرکز بر کوچینگ، اکنون مدیریت کالج بین المللی Prosperity College of Canada و البته شغل معلمی را به عهده دارم. یکی از فعالیتهای اصلی ما در این کالج اعطای مدرک معتبر پایانِ دوره آموزشی جامعِ تربیتِ کوچ، در سطح بین المللی است. -واقعیت این است؛ آنچه مرا در این را مصمم می کند، این است که در طول حیاتم بتونم اثری خلق کنم که بعد از من نیز ماندگار شود و باعث و بانی تحولات هر چند کوچک در سعادتمندی انسان ها شود و امیدوارم نامی نیک از خودم به جای بگذارم.

وبسایت فارسی کالج
Prosperity College of Canada

وبسایت انگلیسی کالج
Prosperity College of Canada